تبليغاتX
شهریار

شهریار

روستای طوق

سال 1389

 

رهبر انقلاب اسلامی                          همت مضاعف کارمضاعف

 

همت مضاعف و کار مضاعف

سال 1389 با تدبیر حکیمانه مقام معظم رهبری سال «همت مضاعف و کار مضاعف» نامیده شده است. سال 89 دومین سال از دهه پیشرفت و عدالت محسوب می شود و تردیدی نیست که دستیابی به پیشرفت همه جانبه و تحقق عدالت، بدون همت عالی و برنامه ریزی جامع و مدون و کار و تلاش چند برابر امکان پذیر نمی باشد. اصلاح الگوی مصرف نیز که سال گذشته از سوی رهبر انقلاب مورد تاکید قرار گرفت و همچنان ادامه دارد، بدون چنین همت و تلاشی میسر نخواهد شد.
کار و کوشش لازمه حیات و پویایی انسان هاست و هیچ جامعه ای بدون همت بلند و کار مداوم و حساب شده به قله های توسعه و ترقی صعود نمی کند. اساسا فطرت آدمی به طور طبیعی در پی تلاش و جنب و جوش است و قرآن کریم انسان را کادح (تلاشگر) معرفی کرده است (یا ایها الانسان انک کادح الی ربک کدحا فملاقیه).
در فرهنگ و معارف اسلامی کار از جایگاه ویژه ای برخوردار بوده و نوعی عبادت محسوب می شود. قرآن کریم تصریح می کند که انسان بدون تلاش به چیزی دست نخواهد یافت (لیس للانسان الا ما سعی) و پیامبر اکرم(ص) دست کارگر را می بوسید. در روایات اسلامی نسبت به سخت کوشی و پرهیز از تنبلی و سربار بودن ، سفارش های اکیدی می بینیم. پیامبر اسلام در حدیثی فرموده اند: آن که بار زندگی خود را بر دوش دیگران بیفکند ملعون است (ملعون من القی کلّه علی الناس).
در سیره پیامبر و ائمه نیز مشاهده می شود که آن بزرگواران همواره مشغول کار و کوشش بوده اند. برای نمونه امام علی(ع) با دست مبارک خویش هزاران نخل کاشت و یا امام باقر(ع) به کار کشاورزی می پرداخت و چون شخصی از ایشان پرسید چرا شما با این سن و سال و موقعیت زمین را بیل می زنید، پاسخ داد: برای آن که از امثال تو بی نیاز باشم.
بررسی ‌های مربوط به مسایل اجتماعی ایران نشان می ‌دهد كه متاسفانه فرهنگ كار در ایران در مقایسه با جوامع پیشرفته در سطح پایین‌ تری قرار دارد. به نظر می رسد اتلاف وقت در فرهنگ ما يک امر عادی شده است و فرار از کار و زحمت، گاه نوعی زرنگی محسوب می شود. این واقعیت تلخ بدان معناست که جوهره کار (اعم از کار فکری و یدوی) در فرهنگ عمومی ما هنوز به عنوان یک ارزش تثبیت نشده است و معمولا کارها و مشاغل موجود با انگیزه های فردی و تنها به منظور کسب درآمد صورت می گیرد و نگاه دینی، ملی و راهبردی به آن وجود ندارد.
چندی پیش در گزارش کمیسیون اجتماعی دبیرخانه شورای عالی انقلاب فرهنگی ضمن هشدار نسبت به گسترش پدیده تنبلی در میان ایرانیان آمده بود: «نتایج تحقیق تطبیقی نشان می ‌دهد که میزان تنبلی ایرانیان از متوسط جهانی بیشتر است و تنها کشورهای عربی و آفریقایی هستند که بیش از ایرانیان دچار تنبلی هستند.»
این گزارش «تنبلی اجتماعی» را یکی از مهمترین ویژگی‌ های رفتاری ناپسند ایرانیان دانسته و افزوده است: «این مساله به ویژه در عدم تمایل به درس خواندن در مدارس و دانشگاه‌ ها و در کار اداری کارمندان و در میزان بالای تماشای تلویزیون در ایران به جای کتابخوانی و در تمایل زیاد به استخدام در دستگاه های دولتی و عدم تمایل برای کسب تخصص و مهارت و کارآفرینی و نیز در وجود تعطیلی فراوان سالانه و در پدیده‌ای به نام بین التعطیلین و در موارد فراوان دیگر به چشم می خورد...»
تحقیقات مرکز آمار ایران نشان می‌دهد كه مردان ایرانی روزانه به طور متوسط دو ساعت و 18 دقیقه و زنان 21 دقیقه به فعالیت‌های شغلی و كار مفید می پردازند. این در حالی است كه در جهان پیشرفته با عنایت بیشتر به نقش راهبردی نیروی انسانی و اهتمام به كار و تولید، مفهوم فرهنگ كار از اهمیت ویژه ای برخوردار است و برای نمونه متوسط ساعت کاری مفید در ژاپن بیش از 8 ساعت در روز می باشد.
نکته دیگری که در آسیب شناسی فرهنگ کار در ایران از دید تیز کارشناسان دور نمانده ضعف کار جمعی و سازمانی است. اصولا با توجه به پیشرفت علم و فن آوری های نوین و توسعه ارتباطات، مدیریت کیفی و کار سازمانی و هدفمند از اهمیت ویژه ای برخوردار است و نحوه مدیریت نیروهای پراکنده انسانی به منظور افزایش ضریب بهره وری نقش مهمی در ساماندهی کار و تولید و توسعه در جوامع امروزی دارد.
به نظر می رسد در ایران در جهت ارتقای سطح مدیریت و بهینه سازی و توسعه سازمانی و فرهنگ کار جمعی کار زیادی انجام نشده است و به همین دلیل دستاوردهای برجسته ایرانیان بیشتر جنبه فردی دارد تا گروهی (همانند دستاوردهای ورزشی).
بی تردید با افزایش سطح بهره وری سازمانی و کار جمعی می توان از ظرفیت های شگرف نیروی انسانی استفاده بیشتری کرد و با توجه به توانمندی های ایرانیان به ویژه در جنبه ضریب هوشی و قابلیت های علمی و مهارت های مدیریتی، به پیشرفت های پرشتابی دست یافت. در این راستا کارشناسان به راهکارهایی چون اجرای اصل 44 قانون اساسی و فعال سازی بخش خصوصی اشاره دارند، چون در سایه نظام دولتی و عدم وجود فضای رقابتی، ظرفیت ها و خلاقیت ها مجال کمتری برای رشد می یابند.
این آرمان دور از واقعیت نیست و با برنامه ریزی حساب شده می توان اهداف سند چشم انداز بیست ساله کشور را تحقق بخشید و تا سال 1404 به مقام اول خاورمیانه دست یافت. نگاهی به پیشرفت ها و دستاوردهای خیره کننده علمی چند ساله اخیر که نمونه ای از تجلی این ظرفیت های عظیم محسوب می شود، نشان می دهد تحقق اهداف سند مذکور دور از دسترس نخواهد بود و با همت و تلاشی مضاعف می توان دهه چهارم انقلاب اسلامی را به دهه پیشرفت و عدالت تبدیل کرد.
در هر حال ملت ایران حداقل طی سی سال گذشته نشان داده است که اهل همت عالی و انجام کارهای کلان است و آزمون هایی چون انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی و سازندگی کشور و پروژه هایی همچون پرونده هسته ای را با موفقیت پشت سر گذارده است. ایران اسلامی در سایه رهنمودهای مقام شامخ ولایت، از این پس نیز گام های بعدی پیشرفت و ترقی را با همت و تلاشی چند برابر خواهد پیمود.

+ نوشته شده در  شنبه 1389/01/14ساعت 17:6  توسط میر اژدر حسینی  | 

شعرکندیمیز سروده سید بشیر حسینی

دلربا و دل گشادی کنديميز

دلگشا و دل ربادی کندیمیز

آدينی آلسون خبر قرآنه باخ

يعنی وادی طوی دی کنديميز

دوره سين داغلارآلوبدی طوق تک

صاحب ليلی بابا دی کنديميز

چايي آيدوغموشدی مغربدن گلور

گور نجه بهجت فزادی کنديميز

باخگلان گلّی قيه اوستن دقيق

نقشه سينده خوش نمادی کنديميز

اوزقويوب دورد يوز بولاغی قبليه

پايتخت اولسا روادی کنديميز

کتدی بير گوزده ولی ولی بير گوزده شهر

شهردن کتدن جدادی کنديميز

اهلی اوّلدن قوناقی دوست دوتان

سايمادابش يوز سرادی کنديميز

هر قيزی عفتلی هر اوغلی غيور

مسکن اهل ولادی کنديميز

صفحه ديلده «بشير»ا يازگیلان

شهردنده با صفا دی کنديميز

 



 

+ نوشته شده در  جمعه 1388/12/14ساعت 19:19  توسط میر اژدر حسینی  | 

تحویل سال طوقْها توسط ه.ح

به نام خدا

تفاوت تحويل سال در سالهای قديم با تحويل سال امروزی

در موقع تحويل سال در زمانهای قديم مردم در مسجد جمع می شدند و سفره هفت سين باز میکردند ودر سفره گندم و ماهی هم مگذاشتندو اعتقاد داشتند که در موقع تحويل سال  ماهی روی گندم می افتد و چهل نفر جمع شده وچهل بار سوره يس را می خواندند يک ظرف بزرگ پراز اب را نيز وسط می گذاشتند و هرکس سوره را تمام می کرد در درون ظرف روی اب فوت می کرد و شخصی بعد از خواندن قران به پشت بام رفته و می گفت هرکس يس می خواهد بيايد ببرد و مردم سنجد ، زردالوو قند وهمچنين شيرينی به مسجد می بردند تا يک کاسه از ان اب را به خانه اورند واز ان اب هم به مريضها يشان وهم خودشان نيز می خوردند و همچنين روی حيوانها و حتی در خميری که با ان نا می پختند می ريختند تا خداوند بر خانه و مالشان برکت دهد و بعد مردم جمع شده و به قبرستان می رفتند واز انجا سعی می کردند انهايی که باهم قهر بودند يا کدورتی بينشان بود انها را اشتی می دادند بعد به خانه بزرگان و فاميلها می رفتند وبعد از ظهر روزی که عيد تحويل شده بود برای شام برنج درست کرده و به خانه فاميل می بردند.

تحويل سال امروزی ها

در موقع تحويل سال نو مردم سفره هفت سين باز می کنند و خانواده ها دور سفره هفت سين جمع می شوند و يکی از انها تا تحويل سال قران می خوانند و وقتی سال تحويل می شود عيد را به هم  تبريک می گويند و ريش سفيدان و بزرگان محل به قبرستان می روند هر طايفه به خانه کسی از طايفه خود که شهيد دارند می روند و بعد به خانه مريضها و فاميلها و بزرگان برای عيد ديدنی می روند مردم تا بعد از ظهر به خانه يکديگر می رفتند و انها نيز مثل مردم قديم برنج درست می کنند و بين فاميلها يشان پخش می کنند.

 

+ نوشته شده در  جمعه 1388/12/14ساعت 18:59  توسط میر اژدر حسینی  | 

سیزده بدر طوقْها

به نام خدا

سيزده بدر طوق

برای توصيف سيزده بدر طوق بايد از عيد ،عمو نوروز ،بهار،نم نم باران واز طراوت وتازگی شکوفه ها از اشک شوق روی گونه ها ی گل نوروز،از گنجشکهای عاشق هميشه در زير باران، از ناودان های ريزان نوازنده ارگ احساس، از التماس قطره ی کوچک باران برای ماندن در شاخه درخت وکلا عاشقانه های بهار را با قلم احساس،به رنگ خيال بردل مخاطب نوشت .تا نوشته را احساس کند.

از عصر روز دوازده فروردين می نويسم از زبان کودکان معصوم روستا که اخرين روزهای تعطيلات عيد را پر شور تر وشاداب تر بازی می کنند و زير بادهای سردباقیمانده از زمستان هم که گونه هايشان را اندکی سرخ کرده است،با همديگر از فردا روز سيزده بدر صحبت می کنند.

حسين اشکی: ما فردا با مامان بزرگم اينا می رويم باغ مامان بزرگم  ،رضا شما چطور؟

رضا: ماهم با مهمونامون و فاميلا مون می رويم باغ بابابزرگ،مصطفی شما هم می رويد باغ خودتون ديگه نه؟

مصطفی: بله ما هم با مهمونامون وکل فاميل باهم ميرويم باغ ما

از اون طرف مهدی که خانواده اش داغدار جوانی ناکام هستند جلو می ايد و ميگويد : ما هم میرويم باغ بابابزرگم اينا مهدی با تمام شيطنتهادر خيالش به فردا و بازی های کودکانه اش فکر می کند . غافل از اينکه خانواده اش داغدار جوانی نا کام هست و فردا به سيزده بدر نخواهد رفت.

صحبتهای کودکان ساده دل گويای همه چيز است . از جمله در طوق  طوقيها ی ميمان نواز همه ی ميهمان ها و همه ی فاميل باهم جمع می شوند و به باغ هايشان که در اطراف رود ايدوغموش ، يا سد ايدوغموش قراردارد می روند واين نو شدن و تازگی و طراوت راهمرا با طبيعت جشن می گيرند. اين روز روز ميهمانی گلهاست . گل می گويند و گل می شنوند.و سايه محبت پدر بزرگ ها و مادر بزرگها هم شادی خاصی به اين گلها می دهد . در اين ميان تازه نامزدها هستند که دنبال فرصتی هستند تا گلستان را ترک کنندتا در تنهايي خود بيشتر با هم باشند.تنها خانواده هايی که در اين سال جديد يکی از عزيزانشان را از دست داده اند نبود عزيزشان اين شادی را به کام شان تلخ می کند ترجيح می دهند تا اين روز را در ختنه بمانند.

رفيعی

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/12/12ساعت 18:28  توسط میر اژدر حسینی  |